code به فارسی دیکشنری انگلیسی
-
نظام نامه
-
رمز
-
قانون
-
بصورت رمز درآوردن
-
مجموعه قانون تهیه کردن رمز
-
رمزی کردن
-
برنامه
-
دستورالعملها
-
رمز - کد - شماره - علامت - صدای بلند و کوتاه اخطار دهنده
-
کد، شماره رمز
-
رمز مجموعه ای از نمادها و قواعد برای تعریف و مشخص کرده اطلاعات، نظیر رمز مورس، رمز رنگی (ایی آی ای) رمز دودویی و سایر زبانهای ماشین در کامپیوترهای رقمی.
-
رمز، کد
-
کد، رمز
-
مجموع قوانین، رمز
-
آیین نامه
-
شماره شناسایی
-
مقررات
-
کد رمز. برنامه - 1- روشی برای سری سازی اطلاعات نگاه کنید به encryption 2-روشی برای نمایش اطلاعات بر روی ماشین 3- برنامه های کامپیوتری که به زبان ماشین object code یا زبان برنامه نویسی source code نوشته می شود.
-
کد، دستورالعمل ها، برنامه، رمزی کردن، رمز.



