Obligation به فارسی | دیکشنری انگلیسی - جدول یاب

Obligation به فارسی دیکشنری انگلیسی

obligation
  • التزام

  • محظور

  • وظیفه

  • تعهد

  • تکلیف، التزام، بدهی، مسئولیت، تعهد

  • تعهد، تکلیف، الزام

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر