Length به فارسی | دیکشنری انگلیسی - جدول یاب

Length به فارسی دیکشنری انگلیسی

length
  • درازا

  • طولدرازا

  • طول

  • قد

  • درجه

  • مدت

  • طول - درازا - قد

  • طول، درازا 1. آن تعداد از واحد های داده، معمولا رقم یا نویسه، که به صورت همزمان در رایان قابل ذخیره یا پردازش است. 2. تاخیر زمانی داده ها در هنگام ارسال که معمولاً بر حسب میرو ثانیه بیان می شود. بنابر این طول یک خط تاخیر بر حسب میکرو ثانیه بیان می شود. بنابر این طول یک خط تاخیر بر حسب میکرو ثانیه بر آورد می شود.

  • طول

  • درازا

  • طول

  • طول- درازا

  • طول

  • درازا، طول.

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری