Bubble به فارسی | دیکشنری انگلیسی - جدول یاب

Bubble به فارسی دیکشنری انگلیسی

bubble
  • حبابجوشیدن

  • قلقل زدن

  • حباب برآوردن

  • (مج) خروشیدن

  • جوشاندن

  • گفتن

  • بیان کردن

  • حباب

  • آبسوار

  • (مج) اندیشه پوچ

  • حباب هوا - جوشاندن - جوشیدن

  • حباب

  • حباب، جوشیدن

  • حباب، جوشیدن

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری