Anomalous به فارسی | دیکشنری انگلیسی - جدول یاب

Anomalous به فارسی دیکشنری انگلیسی

anomalous
  • غیر عادی

  • خارج از رسم

  • بیمورد

  • مغایر

  • متناقض

  • بی شباهت

  • غیر متشابه

  • 1- ناهمسان، نابهنجار، خلاف قاعده، غیرعادى 2- ناجور، متناقض، بی رویه، نامناسب، منحرف، سامان گریز، ناهنجار

  • ناهنجار

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری