Anchor به فارسی | دیکشنری انگلیسی - جدول یاب

Anchor به فارسی دیکشنری انگلیسی

anchor
  • (n): لنگر

  • لنگر کشتی (vi and vt): لنگر انداختن

  • (مج) محکم شدن

  • بالنگر بستن یانگاه داشتن

  • قلاب، لنگر

  • لنگر

  • لنگر انداختن، لنگر

  • لنگر

  • مهار

  • مهاری

  • قلاب

  • گیره

  • مهارکردن

  • لنگر - محل نشانه گذاری شده در یک نوشته که کاربر می تواند از هر جایی به آن محل پرش کند مانند فرمان هتمل

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری