معنی یخ زده در دهخدا

یخ زده

یخ زده

  • یخ زده. [ی َ زَ دَ / دِ] (ن مف مرکب) منجمد. (یادداشت مؤلف). به حالت انجماد درآمده از شدت سرما. افسرده و به صورت یخ درآمده (آب میوه و جز آن): این پرتقالها یخ زده است. اغلب مرکبات شمال امسال یخ زده است. و رجوع به یخ زدن شود.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی یخ زده در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • یخ‌ زده‌ (فارسی به انگلیسی): Frigid, Icy
  • یخ زده (فارسی به عربی): متجمد
  • یخ زده (حل جدول): معادل فارسی فریزری
  • یخ زده (فرهنگ فارسی هوشیار): (صفت) یخ بسته منجمد.