معنی تهمت زدن در دهخدا

تهمت زدن

تهمت زدن

  • تهمت زدن. [ت ُ م َ زَ دَ] (مص مرکب) بهتان زدن. اتهام. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). تهمت کردن و تهمت نهادن. (ناظم الاطباء):

    تهمت عیش مزن کز اثرذوق بلاست

    اینکه هر لخت دلم بر سر مژگان خندد.

    طالب آملی (از آنندراج).

    عالی دل و دست و لب خود پاک توان داشت

    تهمت زدن مدعیان را چکند کس.

    نعمت خان عالی (از آنندراج).

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی تهمت زدن در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • تهمت‌ زدن‌ (فارسی به انگلیسی): Accuse, Befoul, Asperse, Bespatter, Calumniate, Libel, Tax, Slander, Traduce, Vilify
  • تهمت زدن (فارسی به عربی): اتهم، افتراء، فضیحه، مهمه
  • تهمت زدن (حل جدول): افترا
  • تهمت زدن (فارسی به آلمانی): Anklagen, Beschuldigen