معنی زمان در فرهنگ فارسی

زمان

زمان

  • زَمان، وقت- عصر- فصل- دوران- عمر و مدت حیات (جمع: اَزمِنَه- اَزْمُن)

  • زَمان، در بعضی آثار از جمله قطعه 71 کلمات مکنونه فارسی به معنای ابدیّت است زیرا به مضمون فرموده مبارک حضرت ولی امرالله اصل این کلمه عبری است و برای تعبیر از ابدیّت استعمال می شود

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی زمان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • زمان (فرهنگ معین): وقت، هنگام، دور، عهد، مدت، فصل، مهلت.، ~ گرینویچ مرجع مقایسه ای زمان مناطق مختلف کره زمین بر مبنای نصف النهار گرینویچ که در حمل و نقل بین المللی و پرواز هواپیماها به کار رود و 5/3 ساعت عقب تر از زمان در تهران اس [خوانش: (زَ) [په.] (اِ.)]
  • زمان (نام های ایرانی): پسرانه، جریانی پیوسته، بی آغاز، و بی انجام که در طی آن حوادثی برگشت ناپذیر از گذشته به حال تا آینده رخ میدهد، به صورت پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند فرخ زمان
  • زمان‌ (فارسی به انگلیسی): At, Chrono-, Cycle, Distance, Hour, Occasion, Period, Spell, Stretch, Time, When, While, Years
  • زمان (لغت نامه دهخدا): زمان. [زَ] (اِ) بمعنی فوت و موت و مرگ باشد. (برهان). بمعنی مرگ باشد. (فرهنگ جهانگیری) (از غیاث) (از انجمن آرا) (از آنندراج). موت. مرگ. اجل. (ناظم الاطباء). زمانه:
    ترا خود زمان هم به دست من است
    به پیش روان من این روشن است.
    فردوسی.
    ز توران بسیجیده آمد دمان
    به زوبین گودرزبودش زمان.
    ف ...ادامه مطلب...
  • زمان (فارسی به عربی): تاریخ، لحظه، وقت، إبَّانَ (فی إبَّانِ)، أَجَلٌ
  • زمان (فرهنگ عمید): وقت، هنگام،
    روزگار، عصر،
    [قدیمی، مجاز] اجل، مرگ: تو را خود زمان هم به دست من است / به پیش روان من این روشن است (فردوسی۴: ۲۵۰۴). δ کلمۀ «زمان» در فارسی و عربی مشترک است و هردو از آرامی مٲخوذ است،
    * زمان ‌خواستن: (مصدر لازم) وقت ‌خواستن، مهلت ‌خواستن،
    * زمان‌ دادن: (مصدر لازم) وقت دادن، ...ادامه مطلب...
  • زمان‬ (فارسی به ترکی): zaman, vakit
  • زمان (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): زمان
  • زمان (حل جدول): وقت، هنگام، عصر
  • زمان (مترادف و متضاد زبان فارسی): دوران، روزگار، زمانه، دوره، عصر، عهد، فصل، موسم، نوبت، هنگام، فرصت، مجال، وقت، مدت، موعد
  • زمان (واژه پیشنهادی): روزگار
  • زمان (فرهنگ فارسی هوشیار): روزگار، وقت، هنگام
  • زمان (فارسی به ایتالیایی): epoca