معنی ادانی در فرهنگ فارسی

ادانی

ادانی

  • اَدانِی، مردم فرومایه، زبون تران، نزدیکان، نزدیکتران (مفرد: اَدْنی)،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی ادانی در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • ادانی (فرهنگ معین): نزدیکان، نزدیک ترها، عوام، از طبقات پَست. [خوانش: (اِ) [ع.] (اِ.)]
  • ادانی (لغت نامه دهخدا): ادانی. [اَ] (ع ص، اِ) ج ِ ادنی. مقابل اقاصی. نزدیکان. نزدیکتران. نزدیکترها: ملک هند اثر نکایات رایات سلطان در اقاصی و ادانی ولایت خویش مشاهدت کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 293). از هیبت این دو پادشاه نامدار در اقاصی و ادانی جهان گرگ از تعرض آهو تبری نمود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 5). بشارت آن فتوح باقاصی و ادانی رسید. (ترج ...ادامه مطلب...
  • ادانی (فرهنگ عمید): نقاط نزدیک: اقاصی و ادانی،
    نزدیکان،
    فرودستان: تو آنی که خواهند اجرام گردون / که در مجلس تو بُوَند از ادانی (عنصری: ۲۸۰)،
  • ادانی (حل جدول): نزدیکان
  • ادانی (واژه پیشنهادی): اقوام
  • ادانی (فرهنگ فارسی هوشیار): نزدیکان و فامیل