مینا به فارسی | دیکشنری عربی

مینا

مینا

  • مینا ساختن , میناکاری کردن , مینایی , لعاب دادن , لعاب , مینا

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی مینا در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • مینا (فرهنگ معین): آبگینه، شیشه شراب، پیاله، لعابی آبی رنگ که با آن نقره و طلا را نقاشی می کنند، لایه بیرونی دندان، نام گلی زیبا، پرنده ای است از راسته سبک بالان با پرهای سیاه و قهوه ای. [خوانش: [اَوِس.] (اِ.)]
  • مینا (نام های ایرانی): دخترانه، گلی کوچک و زینتی، گردنبند، گلی معمولاً سفید با گلچه های گلبرگی، پرنده ای شبیه سار با پرهای رنگارنگ
  • مینا (لغت نامه دهخدا): مینا. [م َ / م ِ] (هندی، اِ) قسمی از غراب. (ناظم الاطباء). جانوری است که بعضی آن را شارک گمان میبرند و این لفظ هندی است و در فارسی هم استعمال یافته. (آنندراج). طائر معروف که سیاه رنگ باشد واین لفظ هندی است. (غیاث) رجوع به ماده ٔ بعد شود.
  • مینا (فارسی به عربی): زهره نجمیه، مینا
  • مینا (فرهنگ عمید): نوعی شیشۀ رنگی، به‌ویژه سبز برای ساختن ظروف،
    نوعی رنگ یا لعاب آبی‌رنگ برای نقاشی و تزیین ظرف‌های طلا و نقره،
    (زیست‌شناسی) پوستۀ سفیدرنگ روی دندان که محافظ دندان است،
    (زیست‌شناسی) پرنده‌ای با پرهای رنگارنگ که می‌تواند صدای انسان را تقلید کند، مرغ مینا،
    (زیست‌شناسی) = گل * گل مینا
    [قدیم ...ادامه مطلب...
  • مینا (حل جدول): پرنده سخنگو
  • مینا (مترادف و متضاد زبان فارسی): آبگینه، شیشه، جام، جام می، لایه خارجی دندان، ترکیبی ازلاجورد و طلا، آبگینه، لعاب مخصوص، لعاب شیشه‌ای، شیشه شراب
  • مینا (گویش مازندرانی): وسط – میان
  • مینا (فرهنگ فارسی هوشیار): آبگینه و نام گلی زیبا
  • مینا (فرهنگ پهلوی): نام گلی است