مرور به فارسی | دیکشنری عربی

مرور

مرور

  • گذر , عبور , حق عبور , پاساژ , اجازه عبور , سپری شدن , انقضاء , سفردریا , راهرو , گذرگاه , تصویب , قطعه , نقل قول , عبارت منتخبه از یک کتاب , رویداد , کارکردن مزاج , شد وامد , امد وشد , رفت وامد , عبو ومرور , وساءط نقلیه , داد وستدارتباط , کسب , کالا , مخابره , امد وشد کردن , تردد کردن

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی مرور در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • مرور (فرهنگ معین): (مُ) [ع.] (مص ل.) گذشتن، گذر کردن.
  • مرور (فارسی به انگلیسی): Overview, Perusal, Review, Revision
  • مرور (لغت نامه دهخدا): مرور. [م ُ](ع مص) گذشتن و رفتن.(از اقرب الموارد)(غیاث). بگذشتن.(المصادر زوزنی). بشدن.(تاج المصادر بیهقی). بگذشتن و بشدن.(دهار). گذرکردن. مرور أزمنه، مرور ایام، مرور اعوام، مرور ایام و لیالی، مرور لیالی، مرور زمان، مرور شهور و اعوام، مرور سنین، از ترکیبات اضافی کلمه است.
    - به مرور، کم کم. اندک اندک. تدریجاً. آهست ...ادامه مطلب...
  • مرور (فارسی به عربی): خطا، لمحه
  • مرور (فرهنگ عمید): رفتن، گذشتن، گذر کردن،
    مطالعۀ اجمالی کتاب،
    سپری شدن،
  • مرور (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): بازبینی، بازنگری، رفت و آمد
  • مرور (کلمات بیگانه به فارسی): بازبینی
  • مرور (حل جدول): مطالعه اجمالی
  • مرور (مترادف و متضاد زبان فارسی): تکرار، دوره، مطالعه، یادآوری، رفتن، طی، عبور، گذر، گذشتن
  • مرور (فرهنگ فارسی هوشیار): گذشتن و رفتن، بشدن، گذر کردن
  • مرور (فارسی به ایتالیایی): revisione