حمار به فارسی | دیکشنری عربی

حمار

حمار

  • خر , الا غ , ادم نادان و کند ذهن , کون , ادم نادان وکودن , الا غ نر , خر نر , ادم کله خر

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی حمار در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • حمار (فرهنگ معین): (حِ) [ع.] (اِ.) خر، ج. حمیر.
  • حمار (لغت نامه دهخدا): حمار. [ح ِ] (ع اِ) خر. (منتهی الارب). حیوان اهلی معروفی است و قسمی از آن وحشی است و آنرا حمار وحش خوانند. الاغ. درازگوش:
    نرم و تر گردد و خوشخوار و گوارنده
    خار بیطعم که در کام حمار آید.
    ناصرخسرو.
    سر ز کمند خرد چگونه کشم
    فضل خرد داد بر حمار مرا.
    ناصرخسرو
    آدمی را عقل باید در بد ...ادامه مطلب...
  • حمار (فرهنگ عمید): خر١
  • حمار (حل جدول): خر، الاغ، درازگوش
  • حمار (مترادف و متضاد زبان فارسی): الاغ، خر، درازگوش،
    (متضاد) بقر، گاو، گوساله
  • حمار (فرهنگ فارسی هوشیار): خر، دراز گوش
  • حمار (فرهنگ فارسی آزاد): حِمار، خر، اُلاغ (جمع:حُمُر، حُمُوْر، حَمِیْر، اَحْمِرَه، حُمُرات)،