استعبد به فارسی دیکشنری عربی
استعبد
-
بنده کردن , غلا م کردن , به بردگى کشاند , مقهور کرد , به زانو درآورد , خاضع و تسلیم کرد , خوار کرد , استثمار کرد
پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا
وارد حساب کاربری
خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید
ثبت نام
کنید.
آخرین مطالب وبلاگ



