معنی گردنه در فرهنگ عمید

گردنه

گردنه

  • جایی از کوه که به‌منزلۀ گردن کوه است، راه سخت و پرپیچ‌وخم در کوه، گردنگاه،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی گردنه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • گردنه (فرهنگ معین): (گَ دَ نِ) (اِ.) راه پُر پیچ و خم و سخت در بالای کوه.
  • گردنه‌ (فارسی به انگلیسی): Gorge, Notch, Pass
  • گردنه (لغت نامه دهخدا): گردنه. [گ َ دَ ن َ / ن ِ] (اِ) وردنه است و آن چوبی باشد سرها باریک و میان کنده که بدان گلوله ٔ خمیر نان را پهن سازند. (برهان) (آنندراج) (جهانگیری) (فرهنگ رشیدی). آن را جوجه نیز خوانند. (جهانگیری). || گردنه ٔ کوه. (آنندراج).کتل. گریوه. راهی تنگ میان دو کوه رو به فراز، که عبور از آن دشوار است و در قدیم گردنه ها جایگاه را ...ادامه مطلب...
  • گردنه (فارسی به عربی): جزع، رغبه
  • گردنه (حل جدول): عقبه
  • گردنه (مترادف و متضاد زبان فارسی): پز، بند، پژ، تپه، کتل، کوه، کوه‌راه، گریوه، گلوگاه
  • گردنه (گویش مازندرانی): گردنه، غیرآبادی خرابه، می گردد می چرخد
  • گردنه (فرهنگ فارسی هوشیار): راه سخت و پرپیچ و خم در کوه
  • گردنه (فارسی به آلمانی): Ausschnitt (m), Hals (m), Nacken