معنی شته در فرهنگ عمید

شته

شته

  • حشره‌ای ریز با انواع مختلف سیاه، خاکستری، سبز، و قرمز که آفت گیاهان است و از شیرۀ آن‌ها تغذیه می‌کند،

  • انگور،

    میوه و خوراکی که شب بر آن گذشته و شب‌مانده شده باشد،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی شته در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • شته (فرهنگ معین): (شَ تَ یا تِ) (اِ.) حشره ای ریز که آفت درختان است.
  • شته‌ (فارسی به انگلیسی): Aphis
  • شته (لغت نامه دهخدا): شته. [ش َ ت َ / ت ِ / ش ِت ْ ت َ / ت ِ] (اِ) سته. انگور. (برهان) (ناظم الاطباء). به معنی انگور نیز بنظر رسیده است. (مجمعالفرس سروری):
    گر چو شته دلت بیفشارند
    قطره ٔ خون از آن برون ناید.
    عنصری (از مجمعالفرس سروری).
    || هر چیز را گویند که شب بر آن گذشته باشد و صباح خورند. (برهان) (ناظم الاطباء). م ...ادامه مطلب...
  • شته (فارسی به عربی): قمله
  • شته (حل جدول): از آفات زراعتی
  • شته (گویش مازندرانی): تکه چوبی که برای رم دادن حیوان پرتاب کنند، شکستن و افتادن...
  • شته (فرهنگ فارسی هوشیار): بیمار و دردمند، درمانده و ناتوان