معنی شادمانی در فرهنگ عمید

شادمانی

شادمانی

  • شادی و خوشی، خوشحالی: غم و شادمانی نماند ولیک / جزای عمل مانَد و نام نیک (سعدی۱: ۷۲)،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی شادمانی در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • شادمانی‌ (فارسی به انگلیسی): Bliss, Delight, Disport, Exultation, Frolic, Glee, Joy, Jubilation, Jubilee, Mirth, Rejoicing
  • شادمانی (لغت نامه دهخدا): شادمانی. (حامص مرکب) نشاط. خوشحالی. شادی. شادانی. خرمی. سرور. مسرت. انبساط. بشاشت. ابتهاج. فرح.بهجت. عشرت. طرب. در مقابل نژندی و غم:
    ازو شادمانی ازویت غمست
    ازویت فزونی ازویت کمست.
    فردوسی.
    شد از شادمانی رخش ارغوان
    که تن را جوان دید و دولت جوان.
    فردوسی.
    به پیوند با او چرایی دژ ...ادامه مطلب...
  • شادمانی (فارسی به عربی): ابتهاج، قناع، مرح، مهرجان
  • شادمانی (حل جدول): ابتهاج
  • شادمانی (مترادف و متضاد زبان فارسی): بشاشت، بهجت، خوشحالی، خوشی، سرور، سلوت، شادی، نشاط،
    (متضاد) ناشادمانی، غمگینی
  • شادمانی (واژه پیشنهادی): ریح
  • شادمانی (فرهنگ فارسی هوشیار): شادی خوشی خوشحالی سرور.
  • شادمانی (فارسی به آلمانی): Maske (f), Maskieren