معنی وجوه در فرهنگ عمید

وجوه

وجوه

  • وجه

    * وجوه ‌اعیان: [قدیمی] اشراف، بزرگان،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی وجوه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • وجوه (فرهنگ معین): جمع وجه.، راه ها، روش ها، انواع، پول ها. [خوانش: (وُ) [ع.] (اِ.)]
  • وجوه‌ (فارسی به انگلیسی): Fund, Dues
  • وجوه (لغت نامه دهخدا): وجوه. [وُ] (ع اِ) ج ِ وَجْه ْ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج). به معنی روی مردم از هرچیزی و مهتر قوم. (آنندراج). || در تداول، طریقه ها و روش ها وطورها و نوع ها. (ناظم الاطباء): نفاذ امر پادشاهانه از همه ٔ وجوه حاصل آمد. (کلیله و دمنه).
    - وجوه البلد، اشراف شهر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).< ...ادامه مطلب...
  • وجوه (فارسی به عربی): صندوق
  • وجوه (مترادف و متضاد زبان فارسی): صور، اقسام، پول، مبالغ، سطوح
  • وجوه (فرهنگ فارسی هوشیار): جمع وجه
  • وجوه (فرهنگ فارسی آزاد): وُجُوه، به مفرد آن که وجه می باشد مراجعه شود. وُجُوهُ القُرآن: معانی قرآن،