معنی کیسه در فرهنگ عمید

کیسه

کیسه

  • پارچه‌ای که اطراف آن ‌را دوخته و چیزی در آن بریزند، جیب،

    * کیسهٴ صفرا: (زیست‌شناسی) کیسۀ گلابی شکل که در زیر کبد قرار دارد و صفرا در آن ذخیره می‌شود،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی کیسه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • کیسه (فرهنگ معین): پارچه ای که اطراف آن را دوخته باشند تا بتوان چیزی در آن ریخت، جیب، دوختن برای چیزی طمع کردن در آن چیز، از ~ی خلیفه بخشیدن کنایه از: از جیب دیگری یا به حساب دیگری بخشیدن.، سر ~ را شل کردن کنایه از: پول خرج کردن. [خوانش: (س) (اِ.)]
  • کیسه (تعبیر خواب): اگر بیند کیسه درم و دینار یافت، دلیل است به قدر آن معیشت و روزی بر وی فراخ شود. اگر کیسه را تهی بیند، تاویل به خلاف این است و بعضی گویند اجلش نزدیک است. - محمد بن سیرین
  • کیسه‌ (فارسی به انگلیسی): Bag, Cell, Cyst, Pack, Sack
  • کیسه (لغت نامه دهخدا): کیسه. [س َ / س ِ] (اِ) خریطه که در آن پول و زر نگه دارند. (آنندراج). خریطه ٔ کوچکی که در آن پول می ریزند و یا در آن نوشتجات و اسنادو کاغذهای کاری را می گذارند و عموماً از ابریشم و پارچه های ظریف دیگر آن را می سازند، و هر خریطه مانندی که در آن چیزی ریزند خواه بزرگ باشد و یا کوچک و یا پشمین و مویین باشد و یا پنبه گین و ج ...ادامه مطلب...
  • کیسه (فارسی به عربی): حقیبه، قد، کبسوله، کیس، مثانه، محفظه
  • کیسه‬ (فارسی به ترکی): kese
  • کیسه (حل جدول): ‌چنته
  • کیسه (مترادف و متضاد زبان فارسی): خرجین، کوله‌بار، جیب
  • کیسه (گویش مازندرانی): مال چه کسی است؟
  • کیسه (فرهنگ فارسی هوشیار): پارچه ای که از کرباس یا از جامه دیگر دوزند بزرگ و کوچک و در آن پول و دیگر چیزها نهند، کیس
  • کیسه (فارسی به آلمانی): Beutel (anat., Botanik) [noun], Sack, Zo., Beutel (m), Beutel (m), Entlassen, Geldbeutel (m), Kabeljau (m), Portemonnaie (f), Sack (m), Sack (m), Sack, Tasche (f), Tüte (f)