معنی کمانه در فرهنگ عمید

کمانه

کمانه

  • کمان‌مانند، مانند کمان، آنچه شبیه کمان باشد،

    (موسیقی) آرشه،

    پرما،

    چوب باریکی که دوالی به آن ببندند و با آن پرما را بگردانند،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی کمانه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • کمانه (فرهنگ معین): هر چیز کمان مانند، قوس، آرشه، وسیله ای که با آن کمانچه و مانند آن را می نوازند، مضراب، زخمه، مقنی. [خوانش: (کَ نِ) (اِ.)]
  • کمانه (نام های ایرانی): دخترانه، منسوب به کمان
  • کمانه‌ (فارسی به انگلیسی): Arch
  • کمانه (لغت نامه دهخدا): کمانه. [ک َ ن َ / ن ِ] (اِ) به معنی کمان باشد که به عربی قوس خوانند. (برهان). کمان.قوس. (فرهنگ فارسی معین). || چوب کجی را نیز گویند که دوالی بر آن بندند و با آن برماه و مثقب را بگردانند تا چیزها را سوراخ کند. (برهان) (فرهنگ فارسی معین). کمانی که از چوب سازند و بدان مثقب را بگردانند. (آنندراج) (فرهنگ رشیدی). کمان نجّارا ...ادامه مطلب...
  • کمانه (حل جدول): قوس، کمان، انحنا
  • کمانه (مترادف و متضاد زبان فارسی): انحنا، قوس، کمان، تیرگشت
  • کمانه (واژه پیشنهادی): آرشه
  • کمانه (گویش مازندرانی): نیم دایره ی چوبی که در تله ی پرندگان به کار رود
  • کمانه (فرهنگ فارسی هوشیار): (اسم) کمان قوس، چوب کجی که دوالی بر آن بندند و با آن بر ماه و مثقب را بگردانند تا چیز ها را سوراخ کند: (بر مثقب نطق در فسانه از قوس قزح کنم کمانه) . (خاقانی)، چوب کج و خمیده ای بشکل کمان که بدان کمانچه و رباب و مانند آنرا نوازند مضراب زخمه: (هشیار زمن فسانه ناید مانند رباب بی کمانه) (مولوی)، کاریز کن چاهجوی مقنی: (چنان ...ادامه مطلب...