معنی نوان در فرهنگ عمید

نوان

نوان

  • نالان: همه پیش نوشین‌روان آمدند / ز کار گذشته نوان آمدند (فردوسی: ۷/۱۱۵)،

    در حال حرکت،

    خرامان،

    (صفت) خمیده،

    (صفت) ضعیف،

    فریادزنان،

    (قید) تعظیم‌کنان، کرنش‌کنان،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی نوان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • نوان (فرهنگ معین): لرزان، جنبان، نالان، سست، ناتوان. [خوانش: (نَ) (ص فا.)]
  • نوان‌ (فارسی به انگلیسی): Vibrant
  • نوان (لغت نامه دهخدا): نوان. [ن َ] (نف، ق) جنبان. (جهانگیری) (رشیدی) (غیاث اللغات) (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). لرزان. (غیاث اللغات) (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). متحرک و جنبان مطلقاً. (فرهنگ خطی). حرکت کنان. (ناظم الاطباء). جنبنده. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). جنبان از روی حال و وجد. (انجمن آرا) (آنندراج). جنبان باشد یعنی حرکت کنان، و بعضی ا ...ادامه مطلب...
  • نوان (حل جدول): خرامان
  • نوان (مترادف و متضاد زبان فارسی): ضعیف، لاغر، ناتوان، نحیف، خمیده، گوژ، نالان، لرزان