معنی نوار در فرهنگ عمید

نوار

نوار

  • رشتۀ پهن شبیه تسمه که از پشم یا پنبه یا ابریشم می‌بافند،

    رشته‌ای از پارچه که برای تزئین در حاشیۀ آن به کار می‌رود،

    رشتۀ باریک و طولانی که با امواج مغناطیسی، صوت وتصویر بر روی آن ضبط شده است و در داخل قاب مخصوص قرار دارد،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی نوار در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • نوار (فرهنگ معین): (نَ وّ) [ع.] (ص.) تابان.
  • نوار (فارسی به انگلیسی): Band, Belt, Cordon, Fillet, Lace, Ribbon, Strap, Tab
  • نوار (لغت نامه دهخدا): نوار. [ن َ / ن ُ] (اِ) چیزی باشد پهن که آن را از ریسمان بافند و بار رابدان بر پشت چاروا محکم بندند. (از برهان قاطع) (ازآنندراج). چیزی که یک سرش چنبره دارد و بارها را بدان بندند. (فرهنگ خطی). بارپیچ. باربند:
    کسی بر تو نتواند از جهل بست
    یکی حرف دانش به سیصد نوار.
    ناصرخسرو.
    طبع خر داری تو، حکمت ر ...ادامه مطلب...
  • نوار (فارسی به عربی): راند، سریه، ضفیره، فرقه
  • نوار‬ (فارسی به ترکی): bant, şerit
  • نوار (حل جدول): لنت
  • نوار (مترادف و متضاد زبان فارسی): کاست، باند، روبان، رشته
  • نوار (گویش مازندرانی): باریکه ای از پارچه و چیزهایی دیگر
  • نوار (فرهنگ فارسی هوشیار): رشته ای پهن که آنرا ریسمان بافند و بر خیمه دوزند
  • نوار (فرهنگ فارسی آزاد): نَوّار، بسیار روشن و نورانی، پر نور،
  • نوار (فارسی به ایتالیایی): striscia
  • نوار (فارسی به آلمانی): Band (n), Bande (f), Kapelle (f), Band (n), Tonband (n), Zwirnband (n)