معنی متعین در فرهنگ عمید

متعین

متعین

  • آن‌که از طبقۀ اجتماعی بالایی برخوردار باشد، از طبقۀ اعیان،

    (صفت) [قدیمی] سرآمد، برجسته،

    [قدیمی] مقرر، محقق،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی متعین در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • متعین (فرهنگ معین): دارای ثروت یا مقام اجتماعی برجسته، ظاهر، آشکار، محقق، ثابت. [خوانش: (مِ تَ عَ یِّ) [ع.] (اِفا.)]
  • متعین (لغت نامه دهخدا): متعین. [م ُ ت َ ع َی ْ ی ِ] (ع ص) لازم شونده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد): به کبرسن و استکمال آلت پادشاهی و استعداد سمت سروری ممتاز بود و از روی ورائت و استحقاق متعین. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 طهران ص 84). به هر مدخل فرورفت و به نجاح مقصود و به حصول مطلوب نرسید، و آخر الدواء الکی متعین گشت. (ترجمه ٔ تا ...ادامه مطلب...
  • متعین (حل جدول): از طبقه اعیان، دارای نفوذ و اعتبار و شأن اجتماعی
  • متعین (مترادف و متضاد زبان فارسی): توانگر، ثروتمند، دولتمند، غنی، متشخص، متمول، اعیان، متنفذ، بانفوذ، برجسته، ممتاز، ظاهر، آشکار، محقق، ثابت
  • متعین (فرهنگ فارسی هوشیار): ‎ آشکارا، شناخته، سرشناس، پروهاندار، هرنیزمند (از طبقه اعیان) (اسم) آشکار شونده ظاهر، مشخص ممتاز: مولانا یوسف شاه. . . در فن کتابت مردی متعین بود، محقق ثابت، شخصی از طبقه اعیان جمع: متعینین.
  • متعین (فرهنگ فارسی آزاد): مُتَعِیَّن، به چشم بیننده و یقین کننده، مشهود و یقین، معین و مخصص، در فارسی به معنای صاحب مقام و منصب، بزرگوار و از طبقه اعیان نیز مصطلح است،