معنی غازه در فرهنگ عمید

غازه

غازه

  • سرخاب: بی‌غازه و گلگونه گل آن رنگ کجا یافت / کافروخته از پردۀ مستور برآمد (مولوی۲: ۲۸۷)،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی غازه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • غازه (فرهنگ معین): (~.) (اِ.) صدا، آواز.
  • غازه (لغت نامه دهخدا): غازه. [زَ / زِ] (اِ) بزک. گلگونه. گلغونه. سرخاب. گلگونه باشد که زنان به رخ نهندتا سرخ نماید. (صحاح الفرس). حمره، غمره؛ پنبه ٔ سرخ که زنان بر روی مالند. (زمخشری). غنجار. والغونه. سرخی. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). گلگونه که زنان بر روی نهند. (برهان). گلگونه و آن سرخی باشد که زنان بر روی مالند. (غیاث از برهان و سراج): < ...ادامه مطلب...
  • غازه (حل جدول): سرخاب
  • غازه (مترادف و متضاد زبان فارسی): سرخاب، گلگونه، آوا، آواز، صدا، گوه