معنی شهسوار در فرهنگ عمید

شهسوار

شهسوار

  • سوار دلاور، چالاک، و ماهر در اسب‌سواری،

    * شهسوار فلک: [قدیمی، مجاز] خورشید،

    * شهسوار سپهر: = * شهسوار فلک

    * شهسوار گردون: = * شهسوار فلک

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی شهسوار در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • شهسوار (فرهنگ معین): (شَ سَ) (اِمر.) سوار دلیر و چالاک.
  • شهسوار (فارسی به انگلیسی): Chivalrous
  • شهسوار (لغت نامه دهخدا): شهسوار. [ش َ س َ] (ص مرکب، اِ مرکب) مخفف شاهسوار.فارِس و سوار دلاور و بهادر و پهلوان غازی. (ناظم الاطباء). سوار دلیر و ماهر در سواری اسب. (آنندراج). سواری بزرگوار و جلد و چالاک و ماهر و استاد در سواری. (یادداشت مؤلف). رجوع به شاهسوار شود:
    به لابه بگفتند با شهسوار
    که بر ما تو باش از جهان شهریار.
    اسدی ...ادامه مطلب...
  • شهسوار (حل جدول): ماهر در سوارکاری
  • شهسوار (مترادف و متضاد زبان فارسی): چابک، دلیر، شاه‌سوار، شوالیه، عیار
  • شهسوار (فرهنگ فارسی هوشیار): سوار دلاور و چالاک و ماهر در سواری اسب