معنی سمر در فرهنگ عمید

سمر

سمر

  • قصه و افسانه که در شب بگویند، افسانۀ شب،

    (اسم مصدر) افسانه‌گویی در شب،

    دهر، روزگار،

    شب و سیاهی شب، تاریکی شب،

  • سمه

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی سمر در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • سمر (فرهنگ معین): (سَ مَ) [ع.] (اِ.) افسانه.
  • سمر (نام های ایرانی): دخترانه، افسانه، داستان، مشهور
  • سمر (لغت نامه دهخدا): سمر. [س َ م َ / س َم ْ م َ] (اِ) دست افزاری است جولاهگان را و آن مانند جاروبی باشد که با آن آهار بر تاره ٔ جامه مالند. (ناظم الاطباء) (برهان) (آنندراج).
  • سمر (حل جدول): افسانه
  • سمر (مترادف و متضاد زبان فارسی): افسانه، حکایت، داستان، قصه، مشهور، معروف، گفتار، کلام، سخن
  • سمر (فرهنگ فارسی هوشیار): افسانه، مشهور، معروف و بمعنای دهر و روزگار
  • سمر (فرهنگ فارسی آزاد): سَمَر، شب زنده دار- شب- سیاهی شب- مهتاب- مجلس مسامره و ذکر احوال و وقایع و حکایات در شب- نقل ها و حکایات و وقایعی که در شب گفته می شود- روزگار- (جمع: اَسْمار)