معنی جده در فرهنگ عمید

جده

جده

  • مادرِ مادر، مادربزرگ،

    مادرِ پدر، مادربزرگ،

    مادربزرگ پدرومادر،

    [مجاز] فاطمۀ زهرا،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی جده در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • جده (فرهنگ معین): (ج دِّ) [ع.] (اِ.) مادربزرگ.
  • جده‌ (فارسی به انگلیسی): Grandmother
  • جده (حل جدول): شهری در عربستان، مادربزرگ
  • جده (مترادف و متضاد زبان فارسی): آبی‌بی، بی‌بی، مادربزرگ، ننه،
    (متضاد) جد، نیا
  • جده (فرهنگ فارسی هوشیار): مادر پدر، مادر مادر یافتن، درک کردن ساحل دریای مکه