معنی بین در فرهنگ عمید

بین

بین

  • پیدا و آشکار، هویدا، واضح،

  • میان، وسط،

  • دیدن didan

    بیننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): باریک‌بین، خرده‌بین، خودبین، دوربین، نزدیک‌بین،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی بین در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • بین (فرهنگ معین): (بَ یا بِ) [ع.] (مص.) جدایی.
  • بین‌ (فارسی به انگلیسی): Between, Inter-
  • بین (لغت نامه دهخدا): بین. (نف) (ماده ٔ مضارع از «دیدن »، بینیدن) مخفف بیننده. بیننده و نگرنده، و این هرگزبه تنهائی استعمال نمیشود و همیشه به آخر اسم ملحق میگردد مانند چشم حق بین و دیده ٔ حقیقت بین یعنی چشمی که راستی و حقیقت چیزی را مشاهده میکند و نیز جهان بین و خرده بین و مصلحت بین و جز آنها. (ناظم الاطباء).
    - در ترکیبات زیر مخفف بین ...ادامه مطلب...
  • بین (عربی به فارسی): میان , درمیان , درزمره ء , ازجمله , مابین , دربین , درمقام مقایسه , دلا لت کردن بر , حاکی بودن از , باشاره فهماندن , معنی دادن , معنی بخشیدن
  • بین (ترکی به فارسی): هزار
  • بین (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): میان
  • بین (کلمات بیگانه به فارسی): میان
  • بین (حل جدول): وسط و میان
  • بین (گویش مازندرانی): پایان یافتن فصل صیفی جات، بهره برداری از جالیز در پایان...
  • بین (فرهنگ فارسی هوشیار): وسط، میان
  • بین (فرهنگ فارسی آزاد): بَین، بَینَ، وسط، میان و فاصله دو شیئی،
  • بین (فارسی به ایتالیایی): tra