معنی بریان در فرهنگ عمید

بریان

بریان

  • برشته، کباب‌شده،

    [قدیمی، مجاز] بسیارناراحت، مضطرب و ناآرام،

    * بریان کردن: (مصدر متعدی)

    تف دادن،

    کباب کردن،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی بریان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • بریان (فرهنگ معین): برشته، کباب شده. [خوانش: (بِ) (ص.)]
  • بریان (نام های ایرانی): پسرانه، گذر آب یا باد (نگارش کردی: بهریان)
  • بریان‌ (فارسی به انگلیسی): Grilled
  • بریان (لغت نامه دهخدا): بریان. [ب ِرْ] (نف، اِ) صفت بیان حالت از مصدر بریشتن و برشتن. در حال برشتگی. برشته. (آنندراج). کباب شده و پخته شده. (ناظم الاطباء). پخته بر آتش. حَنیذ.شِواء. شَوی ّ. مُحاش. مَشوی ّ. مَشویّه:
    ز دردش همه ساله گریان بدند
    چو بر آتش تیز بریان بدند.
    فردوسی.
    همی دانم که گر فربه شود سگ
    نه خامم خ ...ادامه مطلب...
  • بریان (فارسی به عربی): شواء
  • بریان (حل جدول): برشته
  • بریان (مترادف و متضاد زبان فارسی): برشته، تفته، کباب، مسمن، بلال، تفتیده،
    (متضاد) آب‌پز، ملتهب، مضطرب، پرسوزوگداز
  • بریان (گویش مازندرانی): تفت داده شده، بریان
  • بریان (فرهنگ فارسی هوشیار): ‎ گوشت یا چیز دیگر که روی آتش تف داده باشند کباب شده برشته شده، خوراکی است مرکب از گوشت و پیاز چرخ کرده که آنرا تفت دهند.
  • بریان (فارسی به آلمانی): Barbecue (n), Braten, Grillen