خلاصه داستان قسمت ۲۸۸ و ۲۸۹ سریال ترکی شربت زغال اخته + عکس
در این مطلب از سایت جدولیاب شما شاهد قسمت ۲۸۸ و ۲۸۹ سریال ترکی شربت زغال اخته می باشید. همراه ما باشید. سریال ترکی «شربت زغال آخته» (Kızılcık Şerbeti) محصول سال ۲۰۲۲ کشور ترکیه می باشد که به سفارش شبکه «شو تی وی» ساخته شده است. کارگردان این سریال را «هاکان کیرواوانچ» و نویسندگی اش را «ملیس جیولک» برعهده دارند. این سریال روزهای زوج ساعت ۲۳:۰۰ از شبکه جم سریز پخش می شود و یک ساعت بعد از شبکه جم سریز پلاس پخش می شود.

قسمت ۲۸۸ و ۲۸۹ سریال ترکی شربت زغال اخته
پنبه میره به خونه ایشیل که او فکر میکنه عبداله خان هستش وقتی درو باز میکنه میبینه پنبه ست که میگه تو اینجا چیکار میکنی؟ پنبه میگه ما رسم داریم کسی که میمیره میریم خونه اش. ایشیل میگه مثل بچه دبیرستانیا خودتو زدی به مریضی تا شوهرتو کنارت نگه داری؟ او میگه من به این کارها احتیاج ندارم قبلا هم این کارو کرده میره دوراشو میزنه برمیگرده سر خونه زندگی خودش به نظرت برای تولدم اینکه از دلم دربیاره چرا جشن گرفته واسم؟ ایشیل حرص میخوره. پنبه با حرفاش اونو میسوزونه و از اونجا میره که ایشیل با عصبانیت رو زمین میشینه و حرص میخوره. ایشیل با عصبانیت به خودش میگه من بهت گفته بودم که من مثل شعله نیستم عبدالله! سپس به یه نفر زنگ میزنه و میگه اگه کاری که میخوامو خوب انجام بدی زندگیت تامینه. شب همه تو خونه آذرخش آماده شدند و میخوان برن به هتل که سولماز خانم یک دفعه دوباره ذهنش به هم میریزه و میگه اینجا خونه من نیست اینجا کجاست که اومدیم؟ منو ببرین خونه خودم! عامر همراهیش میکنه و میگه الان میریم و اونو میبره تو ماشین.
سپس راه میافتند به سمت هتل که تو مسیر سولماز دوباره حواسش برمیگرده. از طرفی همه تو هتل جمع شدن و جشن برای پنبه میگیرن. ایشیل از دوربینهای مداربسته هتل که برنامهشو رو گوشیش از قبل ریخته مراسمو نگاه میکنه و با حرص و عصبانیت دستاش میلرزه. بعد از خوردن شام و گرفتن جشن ایشیل با دیدن پنبه کنار عبدالله خان به هم میریزه. وقتی کیک میاد آدم ایشیل تو کیک پنبه دارو تزریق میکنه پنبه با خوردن کیک حالش بد میشه و رو زمین میافته همگی به بیمارستان میرن که تو مسیر عبدالله خان استرس پنبه را داره و به رانندهاش میگه که با سرعت بره و به ماشینی راه نده که در آخر تصادف میکنه. پنبه خانم و عبدالله خان هر دو به بخش مراقبتهای ویژه میرن. بعد از چند دقیقه دکتر بیرون میاد و بهشون میگه که متاسفم بیمارو از دست دادیم همه شوکه شدن و نورسما داد میزنه که نه نمیشه! و همه داغون شدن.
پنبه فوت کرده و همگی رفتن به مراسم خاکسپاری. نورسما به همراه برادرهاش حالشون اصلاً خوب نیست و همه داغون شدن از طرفی هنوز عبدالله خان تو کماست. همه تو خونه جمع شدن و مراسمی برای پنبه گرفتند. ایشیل از فرصت استفاده میکنه و به بیمارستان میره تا عبدالله خان را ببینه. او پنهانی وارد اتاق عبدالله خان میشه و باهاش صحبت میکنه و با گریه ازش میخواد تا تنهاش نزاره و زودتر بیدار بشه نورسما همان موقع رفته اونجا که با دیدن ایشیل با عصبانیت بهش میگه تو اینجا چه غلطی میکنی؟ تو مامان منو کشتی! و اونو از اتاق پرت میکنه بیرون سپس موهاشو میکشه و میگه گورتو گم کن وگرنه خودم میکشمت! او با ناراحتی از اونجا میره. آنها به گفته مصطفی به خانه میرن و خودش اونجا میمونه. ایشیل میره خونه آذرخش و سولماز و باهاشون درد و دل میکنه تا کمی آروم بشه سپس به خونه خودش میره. بعد از رفتن مهمونها از خونه مصطفی بهشون میگه من همه کسایی که باعث ناراحتی مادرم میشدن و مقصر مرگش میدونم حتی تو دوعا. او جا میخوره و میگه من؟ من واسه چی؟ گناه من چیه؟! مصطفی میگه تو مستقیم مقصر نیستی ولی غیر مستقیم چرا هستی فاتح میخواد جو آروم کنه و بهش میگه فعلاً عصبانی زیاد این قضیه رو کش ندیم.
دوعا ناراحت شده که وقتی به اتاقش میره مادرش بهش زنگ میزنه تا اوضاع اونجارو بپرسه و باهاش درد و دل میکنه و میگه مصطفی و نورشما باهام دشمن شدن انگار من پنبه خانمو کشتم! از چشم من میبینن! هیشکی اینجا حالش خوب نیست فاتحم پشت منو نمیگیره اصلاً! آذرخش باهاش صحبت میکنه و میگه آخه اینا چه ربطی به تو داره؟ دوعا میگه فعلاً باید یکم سر کنم تا جو آروم بشه الان حالشون خیلی بده آذرخش تایید میکنه. عبدالله خان به هوش میاد و نورسما میره پیشش و با همدیگه به خونه برمیگردن او تو خونه نمیتونه بند بشه و میگه میرم شرکت. اونجا ایشیل بهش زنگ میزنه و ازش میخواد تا ببینتش اما عبدالله خان میگه فعلاً نمیتونم یکم بهم زمان بده. فاتح هرچی میگرده مصطفی را پیدا نمیکنه تا برن شرکت آنها استرس میگیرند که نکنه کاری کنه یا بلایی سر خودش بیاره فاتح به نیلای میگه من چند جارو زیر نظر دارم میرم اونجاهارو بگردم….



