خلاصه داستان قسمت ۲۸۶ سریال ترکی شربت زغال اخته + عکس
در این مطلب از سایت جدولیاب شما شاهد قسمت ۲۸۶ سریال ترکی شربت زغال اخته می باشید. همراه ما باشید. سریال ترکی «شربت زغال آخته» (Kızılcık Şerbeti) محصول سال ۲۰۲۲ کشور ترکیه می باشد که به سفارش شبکه «شو تی وی» ساخته شده است. کارگردان این سریال را «هاکان کیرواوانچ» و نویسندگی اش را «ملیس جیولک» برعهده دارند. این سریال روزهای زوج ساعت ۲۳:۰۰ از شبکه جم سریز پخش می شود و یک ساعت بعد از شبکه جم سریز پلاس پخش می شود.
قسمت ۲۸۶ سریال ترکی شربت زغال اخته
ایشیل با عبداله خان رفتن به خونه ای که واسه خودشون خریدن. اونجا ایشیل گریه میکنه و حالش اصلا خوب نیست که عبداله خان ازش میخواد آروم باشه و دلداریش میده که از این به بعد کارمون راحت تر شده میری یه هتل دیگه کار میکنی اصلا هتلی که خودم میگیرم میدم بهت اونجا کار کن ایشیل گریه میکنه و حسابی داغون شده. تو خونه پنبه به مری میگه که وسایل شعله را جمع کنه و از این خونه ببرتش چون نمیخواد دیگه اونجا بمونه. مری میره وسایل شعله را جمع میکنه. باهم میرن پیش آذرخش و سولماز. فاتح به نورسما هم زنگ میزنه و میگه چخبر شده نورسما هم شوکه شده و فاتح بهش میگه میدونم رابطه ات با مامان خوب نیست ولی بهت احتیاج داره تو چند روز آینده یه سر بهش بزن نورسما میگه آره میام فردا. وقتی تلفنو قطع میکنه فراز ازش میپرسه چیشده؟ او واسش ماجرارو تعریف میکن. آذرخش و سولماز با عامر نشستن تو خونه که مری وقتی میره اونجا آذرخش با دیدنشون میگه حدسم درسته؟
او تأیید میکنه و میره داخل که مری وقتی سولماز ازش میپرسه این موقع شب اینجا چیکار میکنی؟ او میگه پنبه خانم بیرونمون کرد عامر هم جا میخوره. پنبه میره پیش نیلای و ازش میپرسه که میخواد چیکار کنه؟ او باهاش حرف میزنه و ازش میخواد تا از بابا جدا بشه اما پنبه میگه نه فقط وقتی اون زنیکه رو ول کنه بیاد بیاد خونه دل من خنک میشه! سپس نقشه میکشه و به نیلای میگه فردا خودمو میزنم به سکته و با زلفی هماهنگ شو میریم بیمارستان خودمون. فردای آن روز پنبه خودشو میزنه به قلب درد و زلفی میبرتش به بیمارستان و اونجا باهاشون دست به یکی میکنه که کسی سوتی نده. مصطفی به عبداله خان خبر میده و او از سر میز صبحانه میره بیمارستان اونجا همه سرزنشش میکنن. همگی میرن بالاسر پنبه و حالشو میپرسن و احساس همدردی میکنن عبداله خان وقتی به اونجا میره پنبه میگه چرا اومدی؟ عبداله خان میگه من نمیخواستم اینجوری بشه پنبه باهاش درد و دل میکنه و میگه تو شریک زندگیتو مادر بچههاتو به این حال میندازی که بری دنبال همچین زنایی؟!
نمیخوام بجنگم واست دیگه برو هرجایی که میخوای بری همین الان برو و نمیخوام اینجا باشی عبدالله خان بهش میگه من هیچ جا نمیرم همین جا هستم و میره بیرون رو صندلی میشینه. نورسما وقتی به اونجا میره عبدالله خان بهش میگه تو اینجا چیکار میکنی؟ کی بهت خبر داد؟ او باهاش به خاطر بلایی که سر مادرشون آورده دعوا میکنه و کارشو میزنه تو صورت خودش سپس به داخل میره. بقیه آنها را تنها میزارند و نورسما با پنبه درد و دل میکنه پنبه بهش میگه که این سری دیگه طلاق میگیرم. مری رفته به دم در خانه اوزکان که میبینه اونجا هم نیست و متوجه میشه خونه اش اجارهای بوده و اصلاً مال خودش نبوده او به خانه میره و این قضیه رو به آذرخش و بقیه میگه عامر هم میگه منم پرس و جو کردم انگاری دفتر کارشم اجارهای بوده مری به هم ریخته و میگه یعنی کل پس اندازم رفت رو هوا! آذرخش سعی میکنه آرومش کنه….




