خلاصه داستان قسمت ۲۶۹ و ۲۷۰ سریال ترکی قضاوت + عکس
در این مطلب از سایت جدولیاب شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۲۶۹ و ۲۷۰ سریال ترکی قضاوت هستید پس تا آخر این پست همراه ما باشید. قضاوت یک مجموعه تلویزیونی ترکی محصول شرکت آی یاپیم به کارگردانی علی بیلگین، نوشته سما ارگنکون و به تهیه کنندگی کرم چاتای است. اولین قسمت آن در ژانر درام جنایی در ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۱ پخش و با استقبال بسیار بینندگان مواجه شد. این سریال روزهای زوج ساعت ۲۰ از شبکه جم تیوی و یه ساعت بعد از شبکه جم تیوی پلاس پخش می شود. فصل سوم آن نیز از ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ پخش شد و این سریال در ۹۵ قسمت به پایان رسید.

قسمت ۲۶۹ و ۲۷۰ سریال ترکی قضاوت
توچه حالش بهتر شده و به بخش منتقل شده همه خوشحال شدن و به ملاقاتش میرن. اونجا ارن بالاسر توچه میشینه و باهاش حرف میزنه و موهاشو نوازش میکنه و بعد از چند دقیقه پرستار میاد و ازسون میخواد برن چون زمان ملاقات تمومه. اونا میرن بیرون از اتاق که جیلین از راه رسیده و با خوشحالی ارن را در آغوش میگیره و میگه میتونم برم توچه را ببینم؟ ارن میگه ممنوع الملاقاته ولی واسه شما معلومه که میشه برین جیلین میره تو اتاق که ارن به افه نگاه میکنه تا به ادامه نقشه شون برسن. ارن میره پیش همون پسری که گروگان گرفته و طبق نقشه بهش یه فرصت میده تا فرار کنه عثمان نزدیک اونجا وایساده تا اونو سوار کنه. نقشه همونجوری که باید پیش میرفت، پیش میره. پارلا با عصبانیت میره پیش مادرش و میگه صاحب اون پلاک ماشینی که بهم دادی زمرد بود تو همه این بازیها رو درآوردی تا به زمرد برسی؟ واقعاً باورم نمیشه! و باهاش بحث میکنه آیلین با حرفاش سعی میکنه به پارلا بفهمونه که خبر نداشته و اتفاقیه اما موفق نمیشه.
کسی که از دست ارن فرار کرده بود با دیدن تاکسی عثمان سوار اون ماشین میشه و میره به محلی که دو تا دوست دیگه اش منتظرش هستند. او که حرفهای ارنو باور کرده بود وقتی میرسه اونجا با آنها دعوا میکنه که میخواستین خودتون برین منو بذارین اینجا و همه چیزو بندازین گردن من؟ سپس باهاشون درگیر میشه و یکیشونو میکشه اون یکی که همان دکتر بیمارستان بود به خاطر از دست دادن داداشش باهاش دعوا میکنه و اونو میکشه. ارن پیش اونا میره و با اون دکتر درگیر میشه و بهش فرصت میده که فرار کنه او دنبالش میدوئه تا بکشتش. جیلین و یکتا پیش ایلگاز تو کلانتری هستند که اجلال هم میره اونجا و متوجه میشن ماشینی که سوخته بود متعلق به یکی از همون چهار نفری هستش که دنبالش بودند. ایلگاز میگه یعنی امکان داره کسی که تو ماشین سوخته بود همونی بوده که ما دنبالش بودیم؟ جیلین جا خورده و با ترس ارن را صدا میزنه و همه آنها جا میخورند و به همدیگه نگاه میکنند.
برن بعد از اینکه به حساب اون چهار نفر میرسه میره پیش عثمان و پدربزرگمردان و بهشون میگه از خودتون که ردی به جا نذاشتید مطمئن باشم با بزرگمردان بهش میگه من از ۱۵ سالگی یاد گرفتم از خودم هیچ ردی نذارم خیالت راحت ارن رفته پیش دخترش تو بیمارستان و وقتی تنها میشن بهش میگه که به حساب هر چهار تاشون رسیدم خیالت راحت دیگه از این به بعد راحت استراحت کن تو چه گریه میکنه و با گریه پدرشو صدا میزنه ارن قربون صدقهاش میره و شو میذاره رو پیشونیش و با هم گریه میکنن دادستان اجلال میره به ملاقات توچه و باهاش صحبت میکنه و ازش میخواد تا به خاطر اتفاقی که واسش افتاده خودشو سرزنش نکنه….



