خلاصه داستان قسمت ۱۲۲ سریال ترکی بهار + عکس
در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۲۲ سریال ترکی بهار را برایتان گذاشته ایم، امیدوارم خوشتون بیاد. با ما همراه باشید. سریال بهار توسط نسلیهان یشیلیورت کارگردانی شده است و آسنا بولبلوگلو نیز بهعنوان تهیهکننده این مجموعه شناخته میشود. این سریال در کشور ترکیه تولید شده است و روزهای فرد از شبکه ترکی جم تیوی به زبان فارسی پخش میشود. بهار، بیست سال پیش، از دانشکده پزشکی فارغ التحصیل شد، اما به جای اینکه حرفه پزشکی را دنبال کند، خانهدار شدن را انتخاب کرد. او با جراح موفق تیمور یاووز اوغلو ازدواج کرده و زندگی خود را وقف همسر و فرزندانش کرده است. اما ناگهان خانواده به ظاهر خوشحال یاووز اوغلو با بیماری بهار دچار مشکلاتی میشود. پزشک بهار، اورن، مصمم به نجات اوست و میگوید تنها راه حل، پیوند کبد است؛ اما تنها کبد سازگار خانواده، متعلق به تیمور است!

قسمت ۱۲۲ سریال ترکی بهار
اورن تو محوطه بالاپشت بوم بیمارستان بهار را سورپرایز کرده و جلوش زانو میزنه سپس ازش خواستگاری میکنه بهار و بقیه شوکه شدن که در آخر بهار قبول میکنه یکی از پرسنل داره ازشون فیلم میگیره و تو فضای مجازی میزاره که تیمور میبینه و شوکه میشه. جنیفر به اونجا اومده که یکی از دستیارها میاد تو حیاط و بهشون اطلاع میده که دکتر جنیفر اومده و گفت بهتون خبر بدم آنها میرن داخل. جنیفر به تیمور هم زنگ میزنه و میگه بیاد بیمارستان. اونجا یه جلسه میزاره و جنیفر به تیمور و اورن میگه ما سه نفر تیم خیلی قوی هستیم هرکدوم از شما تو حیطه خودتون فوق العاده این میتونیم از پس این عمل به خوبی بربیایم اگه ما نتونیم پس هیچکی نمیتونه دیگه! اونجا تو جلسه تیمور به خاطر ماجرای خواستگاریش از بهار بهم ریخته و مدام با اورن مخالفت میکنه و باهاش بحثش میشه و دعوا میکنن که جنیفر اونارو آروم میکنه و میگه زشته واقعا این کار اصلا حرفه ای نیست که جلوی دستیارها اینجوری میوفتین به جون هم! ازتون میخوام تمرکزتونو بزارین فقط روی بیمار! عمل سنگینیه کم کم ۸ ساعت طول میکشه! بهار به اورن میگه میخوام منم تو اتاق عمل باشم او میگه برو استراحت کن اما او قبول نمیکنه و میگه دوست دارم تو عمل باشم چیزی یاد بگیرم اورن قبول میکنه.
عمل جراحی شروع میشه و هرکی تو اتاق عمل به وظیفه خودش میرسه ۸ ساعت گذشته از اتاق عمل و اورن به بهار میگه تو هم یه عمل سخت داشتی الانم حالت خوب نیست برو دیگه اما بهار میگه نه من خوبم میمونم میتونم تیمور هم به اورن میگه باید بمونه دکتر نباید پارتی بازی کنین! اونا باهم بحث و کل کل میکنن که جنیفر ازشون میخواد ساکت بشن و به بهار میگه تو برو میبینی که داره روی بقیه اثر میزاره! بهار قبول میکنه و میره با کلافگی. جنیفر از اورن و تیمور میخواد تا به اعصاب خودشون مسلط باشن تیمور هم کارش تموم میشه و میره. بهار وقتی میره لباساشو عوض کنه حلقه اش را دستش میکنه که فکر و خیال بهم میریزتش به صورتیکه که حالت پنیر میشه و نمیتونه خوب نفس بکشه واسه همین سریع خودشو میرسونه پیش چاعلا و باهاش درد و دل میکنه و چاعلا آرومش میکنه. بهار میره خونه و بعد از رسیدگی به بچه ها میره استراحت کنه….



