مترادف و متضاد درست

درست

درست

  • راست، صحیح، استوار، تمام، کامل، تندرست، سالم، حق، حقیقی، صواب، واقع، امین، درستکار، صائب، موثق،

    (متضاد) خطا

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی درست در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • درست (فرهنگ معین): کامل، بی عیب، سالم، امین، استوار، زرِ تمام عیار، سکّه سالم. [خوانش: (دُ رُ) [په.] (ص.)]
  • درست‌ (فارسی به انگلیسی): Accurate, All Right, Aright, Barely, Clean, Dead, Direct, Downright, Even, Clear, Fair, Flat, Correct, Full, Directly, Exact, Just, Faithful, Fully, Functional, Honest, Right, Sharp, Sound, Kosher, Legitimate, True, Very, Ortho-, Out, Perfect, Precise, Precisely, Prompt, Proper, Quite, Righ
  • درست (لغت نامه دهخدا): درست. [دُ رُ] (ص، ق، اِ) کل. تام. کامل. تمام. (ناظم الاطباء). تمام و غیر ناقص. (غیاث). که کم نیست: سنگ این نانوا درست است. مقابل کم: وزن یا سنگ درست، که کم نباشد. سنگ تمام. سنگ حق. || وافیه. بخوبی. بسزا. بتمامی. (یادداشت مرحوم دهخدا). کاملاً. بتمامه:
    از آنکه مدح تو گویم درست گویم و راست
    مرا بکار نیاید سری ...ادامه مطلب...
  • درست (فارسی به عربی): ارثذوکسی، اصیل، بالضبط، بسیط، تکاملی، جدیر بالثقه، جورب، دقیق، شرعی، صحیح، صوت، فقط، کامل، کل، مثالی، یمین
  • درست (فرهنگ عمید): صحیح،
    سالم، بی‌عیب،
    [قدیمی] تمام، کامل،
    [قدیمی] امین و استوار،
    (اسم) [قدیمی] سیم و زر مسکوک و تمام‌عیار،
    * درست ‌شدن: (مصدر لازم)
    [عامیانه] ساخته شدن،
    آماده شدن،
    [عامیانه] اصلاح شدن،
    * درست‌ کردن: (مصدر متعدی)
    [عامیانه] ساختن،
    آماده کردن،
    ...ادامه مطلب...
  • درست‬ (فارسی به ترکی): doğru, dürüst
  • درست (حل جدول): صائب
  • درست (فرهنگ فارسی هوشیار): کامل، تام، تمام و غیر ناقص
  • درست (فارسی به ایتالیایی): giusto