معنی شوق در فرهنگ معین

شوق

شوق

  • (شَ) [ع.] (اِمص.) میل، رغبت.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی شوق در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • شوق‌ (فارسی به انگلیسی): Gusto, Relish, Soulfulness, Spirit, Stimulation, Verve, Vibrancy, Zeal
  • شوق (لغت نامه دهخدا): شوق. (ع ص، اِ) ج ِ اَشْوَق. (منتهی الارب). عشاق. (اقرب الموارد). عاشقان. (منتهی الارب). مشتاقان. رجوع به اشوق شود.
  • شوق (فارسی به عربی): بهجه، حماس، حماسه، هوس
  • شوق (فرهنگ عمید): برانگیختن به عشق و محبت، میل و رغبت فراوان،
    (تصوف) رغبت سالک برای وصول،
  • شوق (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): خواستاری، شور، شادی
  • شوق (کلمات بیگانه به فارسی): شور
  • شوق (حل جدول): رغبت
  • شوق (مترادف و متضاد زبان فارسی): آرزومندی، اشتیاق، دلبستگی، ذوق، رغبت، شور، علاقه، هوس
  • شوق (فرهنگ فارسی هوشیار): رغبت، آرزومندی، خواهانی، بی تاب
  • شوق (فارسی به ایتالیایی): entusiasmo
  • شوق (فارسی به آلمانی): Diensteifer, Eifer (m), Eifer