معنی راست‬ به انگلیسی و سایر زبان ها

فارسی به انگلیسی

Direct, Erect, Genuine, Immediate, Just, Square, Straight, Straightforward, Tall, True, Upright, Ortho-, Perpendicular, Plumb, Sooth, Truthful, Unbowed, Upstanding

فارسی به ترکی

doğru

فارسی به عربی

بسیط، خشبی، صادق، صحیح، عمودیا، مباشره، مزلاج، مطلق، منتصب، وخز، یمین

فارسی به ایتالیایی

retta

vero

schietto

diretto

فارسی به آلمانی

Ausreißen, Bolzen (m), Durchgehen, Kammerverschluß (m), Bloß, Lauter, Schier, Direkt gerade, Echt, Genau wirklich wahr, Gerade, Pur, Rein, Richtig, Treu, Unverfälscht, Wahr, Wahrhaftig

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر