کرسنه در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی
کرسنه. [ک ِ رِ ن َ / ن ِ] (اِ) چرکی را گویند که بر روی جراحت بسته و سخت شده باشد. (جهانگیری) (برهان) (ناظم الاطباء). و با وجود آنکه قاف در زبان پارسی نیامده، عوام شیراز کرسنه را به قاف بدل کرده قرسنه گویند. (جهانگیری) (از انجمن آرا).
دانهای شبیه ماش با طعمی تلخ که خوراک چهارپایان و پرندگان است، گاودانه، کسنک،
عبری یا آرامی تازی گشته از ریشه ی سنسکریت گاودانه از گیاهان کرشنه (اسم) چرک ریم. (اسم) چرک ریم.



