وفا ء در فرهنگ فارسی هوشیار - جدول یاب

وفا ء در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی هوشیار

وفا ء در فارسی توز توزش درست پیمانی پیمانداری ویدایی، دوستی مهر ورزی، انجام یابندگی، پیمان، دراز در تازی چون گفته شود مات و انت بوفا ء آرش پارسی این است که او مرد زندگی تو دراز باد ‎ (مصدر) بسر بردن عهد و پیمان مقابل غدر، انجام پذیرفتن، (اسم) بسر بردگی عهد و قول مقابل غدر، انجام یابندگی. -5 دونستی صمیمیت مقابل جفا: ((ای دل چه اندیشیده ای در غدرآن تقصیرها زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا ک)) (دیوان کبیر) -6 پیمان عهد. یا وفای عهد. بسر بردن عهد و پیمان: ((بروی خوب و خلق خوش و. . . علو همت و درستی وعد و وفای عهد. . . ممتاز گردانیده است. ))

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر