مرجاة در لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مرجاه. [م َ](ع اِ) امید.(ناظم الاطباء)(منتهی الارب). ||(مص) امید داشتن.(منتهی الارب). رجو. رجاء. رجاه. رجاوه.(متن اللغه). رجوع به رجاء شود.
پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا
وارد حساب کاربری
خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید
ثبت نام
کنید.
آخرین مطالب وبلاگ



