مخرقه خر در لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مخرقه خر. [م َ رَ ق َ خ َ] (نف مرکب) خریدار مخرقه. مشتری دروغ. پذیرنده و باورکننده ٔ دروغ:
آن زکال آب و سپندی که مرض دفع نکرد
هم بدان پیرزن مخرقه خر بازدهید.
خاقانی.
پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا
وارد حساب کاربری
خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید
ثبت نام
کنید.
آخرین مطالب وبلاگ



