فتح آباد در لغت نامه دهخدا
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش جعفرآباد شهرستان ساوه که 35 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان گله زن بخش خمین شهرستان محلات که 40 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان ساوه که 62 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی از دهستان زهرا از بخش بویین شهرستان قزوین که در 15 هزارگزی بویین و کنار راه فرعی بویین به اشتهارد قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 406 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات، چغندرقند، یونجه و شغل اهالی زراعت و جوال و گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران که در 3 هزارگزی جنوب باختری شهرری قرار دارد وجلگه ای معتدل و دارای 164 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش صیفی، سبزی، چغندرقند، و شغل اهالی زراعت است. کنار راه شوسه ٔ تهران به قم واقع شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی از دهستان بهنام غرب بخش ورامین شهرستان تهران، که در هشت هزارگزی جنوب خاوری ورامین و 3 هزارگزی ایستگاه پیشوا قرار دارد. جلگه ای، معتدل، مالاریایی و دارای 200 تن سکنه است. آب آن از قنات تأمین میشود و محصول عمده ٔ آن غلات، صیفی، چغندرقند و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد و از طریق پیشوا اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان بهنام وسط بخش ورامین شهرستان تهران، که در شانزده هزارگزی باختر ورامین و دوازده هزارگزی باختر شوسه ٔ ورامین به تهران واقع است. جلگه یی معتدل و مالاریایی و دارای 335 تن سکنه است. راه مالرو دارد و از طریق باغ خواص ماشین میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان بزچلو از بخش کمیجان شهرستان اراک که در چهارهزارگزی خاور کمیجان قرار دارد. جایی کوهستانی، سردسیر و دارای 542 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، بنشن، پنبه و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد و در فصل خشکی اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) ده کوچکی از دهستان فرمهین بخش فراهان شهرستان اراک است که در 21 هزارگزی راه عمومی قرار دارد. دارای 15 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) مزرعه ٔ کوچکی است از دهستان صرصر بخش صیدآباد شهرستان دامغان که در هشت هزارگزی جنوب خاوری صیدآباد واقع است. دارای 5 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان مهران رود بخش بستان آباد شهرستان تبریز، که در مسیر شوسه ٔ تبریز به میانه قرار دارد. جلگه ای سردسیر و دارای 370 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غلات، حبوبات، سیب زمینی و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان حومه بخش شاهین دژ شهرستان مراغه که در 9 هزارگزی شمال راه ارابه رو شاهین دژ به تکاب قرار دارد. جایی کوهستانی، معتدل و دارای 239 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، کرچک، حبوب، بادام و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنها جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان پیرتاج شهرستان بیجار، که در 49 هزارگزی خاور بیجار و 3 هزارگزی حسن تمو قرار دارد. جایی تپه ماهور، سردسیر و دارای 540 تن سکنه است. آب آنجااز چشمه تأمین میشود و محصول عمده اش غلات، لبنیات، انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان قلقل رود شهرستان تویسرکان که در 14 هزارگزی خاور فرسفنج قرار دارد. سکنه ٔ آن 50 تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان میربیک بخش دلفان شهرستان خرم آباد، که در 58 هزارگزی شمال باختری نورآباد و 29هزارگزی باختر راه شوسه ٔ خرم آباد به کرمانشاه قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 270 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه ها و رودخانه ٔ حسن کاویار تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، لبنیات، پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان سیاه چادربافی است. راه مالرودارد. ساکنان آن از طایفه ٔ شاهسوند هستند و زمستانها به قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان سگوند بخش زاغه ٔ شهرستان خرم آباد، که در 13 هزارگزی باختر زاغه درکنار و جنوب راه شوسه ٔ خرم آباد به بروجرد قرار دارد. جایی کوهستانی، سردسیر و دارای 115 تن سکنه است. آب آنجا از سراب ریگ سفید تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، لبنیات، پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی و جاجیم بافی است. راه اتومبیل رو دارد. ساکنان آن از طایفه ٔ سگوند هستند و زمستانها به قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان برده بره بخش اشترینان شهرستان بروجرد، که در چهارهزارگزی شمال باختری اشترینان و کنار راه مالرو جعفرآباد به نبی آباد قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 110 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان حسنوند بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد، که در چهارهزارگزی جنوب الشتر و سه هزارگزی خاور راه شوسه ٔ خرم آباد به الشترقرار دارد. جلگه ای سردسیر و دارای 90 تن سکنه است. آب آنجا از سراب زز تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، حبوب، لبنیات، پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان نورعلی بخش دلفان شهرستان خرم آباد، که در 15 هزارگزی جنوب باختری نورآباد و 12 هزارگزی باختر راه شوسه ٔ خرم آباد به کرمانشاه قرار دارد. جلگه ای سردسیر و دارای 90 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه ها تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، توتون، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان مرودشت بخش زرقان شهرستان شیراز، که در 26 هزارگزی شمال زرقان و شش هزارگزی راه شوسه ٔ شیراز به اصفهان قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 1555 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه ٔ سیوند تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، چغندر، برنج، حبوب و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان کوار بخش سروستان شهرستان شیراز که در 95 هزارگزی باختر سروستان و یکهزارگزی راه شوسه ٔ شیراز به فیروزآباد قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 453 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه ٔ قره آغاج تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، چغندر، صیفی و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان قریهالخیر بخش داراب شهرستان فسا که در 30 هزارگزی جنوب خاوری داراب و کنار راه فرعی داراب به فرک قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 364 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه و چاه تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، پنبه، توتون و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان خفر شهرستان جهرم، که در 26 هزارگزی جنوب خاوری باب انار و پنج هزارگزی راه شوسه ٔ شیراز به جهرم قرار دارد. جلگه ای گرمسیر و دارای 315 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه ٔ قره آغاج تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، خرما، مرکبات و شغل اهالی زراعت و باغبانی و گیوه بافی است. دبستان و راه شوسه ٔ فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش نی ریز شهرستان فسا، که در 18 هزارگزی شمال خاوری نیریز، کنار راه فرعی نیریز به چاهک قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 124 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان بنارویه ٔ بخش جویم شهرستان لار که در 12 هزارگزی جنوب خاوری جویم و سه هزارگزی شوسه ٔ جهرم به لار قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 117 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و پنبه. شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. راه شوسه ٔ فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان شاپور بخش مرکزی شهرستان کازرون، که در 21 هزارگزی شمال باختری کازرون و سه هزارگزی شمال شوسه ٔ کازرون به بوشهر قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 113 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه ٔ شاپور تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و صیفی و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان توابع ارسنجان بخش زرقان شهرستان شیراز، که در 86 هزارگزی خاور زرقان و سه هزارگزی راه فرعی خفرک به ارسنجان قرار دارد. جلگه ای معتدل، مالاریایی و دارای 84 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و چغندر و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) یکی از دهستانهای بخش بافت شهرستان سیرجان، که از شمال به دهستان گوغر، از خاور به دهستان حومه ٔ بافت، از جنوب به دهستان جمیل آبادو از باختر به دهستان بلورد محدود است. جلگه ای سردسیر است. محصول عمده ٔ آن غلات و پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری است. از 19 آبادی تشکیل شده و روی هم 2213 تن جمعیت دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) مرکز دهستان فتح آباد بخش بافت شهرستان سیرجان، که در 18 هزارگزی باختر بافت و دوهزارگزی خاور راه گوغر به حشون واقع است. جلگه ای سردسیر و دارای 545 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، حبوب و شغل اهالی زراعت است. راه فرعی دارد. مزارع زورآباد، شیرویه، کوشک برج، گلوسرخویه و آریان جزء این ده است. ساکنان از ایل افشارند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان سیریز بخش زرند شهرستان کرمان، که در 60 هزارگزی باختر زرند و سر راه زرند به بافق قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 372تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، حبوب، پنبه، پسته و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش زرند شهرستان کرمان، که در 12 هزارگزی جنوب زرند قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 237 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، حبوب، پسته، پنبه و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی ایشان قالی بافی با نقشه است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان برج اکرم بخش فهرج شهرستان بم، که در ده هزارگزی جنوب فهرج و دوهزارگزی راه مالرو فهرج به برج اکرم قرار دارد. جلگه ای گرمسیر و دارای 117 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود.محصول عمده اش غلات، خرما، حنا و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از هنزا از بخش ساردوئیه ٔ شهرستان جیرفت، که در ده هزارگزی باختر ساردوئیه، سر راه مالرو ساردوئیه به بافت قرار دارد. جایی کوهستانی و سردسیر، و دارای یکصد تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، حبوب و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی ایشان پارچه بافی است. راه مالرو دارد. ساکنان از طایفه ٔ مهنی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت که در 18 هزارگزی جنوب سبزواران و کنار رودخانه ٔ هلیل واقع است. دارای 38 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان قهستان بخش مرکزی شهرستان سیرجان که در 28 هزارگزی شمال خاوری سعیدآباد، سر راه مالرو قنات نو به ده سراج واقع است. دارای 35 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان کوهبنان بخش راور شهرستان کرمان، که در 83 هزارگزی جنوب راه فرعی راور به یزد واقع است. دارای 35 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان پاریز بخش مرکزی شهرستان سیرجان که در 60 هزارگزی شمال سعیدآباد، سر راه مالروشهاب الدین به پاریز واقع است. جایی کوهستانی و دارای 25 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان زنگی آباد بخش مرکزی شهرستان کرمان که در یکهزارگزی شمال باختری کرمان و یکهزارگزی شمال راه فرعی کرمان به زرند واقع است. دارای 15 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان گور بخش ساردوئیه ٔ شهرستان کرمان، که در 42 هزارگزی جنوب راه مالرو ساردوئیه و 3 هزارگزی جنوب راه مالرو ساردوئیه به دارزین واقع است. دارای 14 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان زنگی آباد بخش مرکزی شهرستان کرمان، که در 3 هزارگزی باختر کرمان و دوهزارگزی جنوب راه فرعی کرمان به چترود واقع است. دارای 10 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش راور شهرستان کرمان که در یکهزارگزی جنوب خاوری راور و یکهزارگزی راه فرعی راور به کوهبنان واقع است و 3 خانوار سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور که در 18 هزارگزی جنوب نیشابور قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 130 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان عشق آباد بخش فدیشه ٔ شهرستان نیشابور، که در9هزارگزی خاور فدیشه قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 429 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش طبس شهرستان فردوس، که در 7هزارگزی باختری طبس و 3 هزارگزی باختر راه مالرو عمومی طبس به خداآفرین قرار دارد. جلگه ای گرمسیر و دارای 110 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، خرما، پنبه و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان ارسک بخش بشرویه ٔ شهرستان فردوس، که در 37 هزارگزی جنوب بشرویه و یکهزارگزی خاور راه شوسه ٔ عمومی بشرویه به دوهک قرار دارد. جلگه ای، گرمسیر و دارای 120 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، پنبه، ارزن، سردرختی، ابریشم و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش صفی آباد شهرستان سبزوار، که در 17 هزارگزی شمال خاوری صفی آباد قراردارد. جایی کوهستانی و معتدل، و دارای 325 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، زیره، پنبه، سردرختی، بنشن و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان نقاب بخش جغتای شهرستان سبزوار، که در 33 هزارگزی شمال خاوری جغتای سر راه شوسه ٔ عمومی قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 322 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود.محصول عمده اش غلات و پنبه و شغل اهالی زراعت است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان شهرکهنه ٔ بخش حومه ٔ شهرستان قوچان، که در 3 هزارگزی شمال باختر قوچان و 18 هزارگزی شمال شوسه ٔ قدیمی قوچان به شیروان قرار دارد. جلگه ای سردسیر و دارای 243 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و انگور، و شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه، که در 10 هزارگزی شمال خاوری رشخوار و 10 هزارگزی شمال راه شوسه ٔ عمومی تربت حیدریه به رشخوار قرار دارد. جلگه یی گرمسیر و دارای 2422 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، انگور، ابریشم و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان مهوید بخش حومه ٔ شهرستان فردوس، که در 26 هزارگزی شمال خاوری فردوس و چهارهزارگزی جنوب راه مالرو عمومی گناباد به فردوس قرار دارد. جایی کوهستانی، معتدل و دارای 599 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، پنبه، ابریشم و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. مزارع شاه آباد، خوش منزل، کلاته و گررزوئی جزو این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان فیض آباد بخش فیض آباد شهرستان تربت حیدریه که در 12 هزارگزی جنوب فیض آباد قرار دارد. دشتی معتدل و دارای 138 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و ابریشم و شغل اهالی زراعت، گله داری و شال بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان بالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه، که در 35 هزارگزی باختر راه شوسه ٔ عمومی مشهد به تربت حیدریه و زاهدان قرار دارد. دامنه ای معتدل و دارای 144 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی است. راه مالرو دارد و از علی آباد و محمدآباد اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان نیم بلوک بخش قاین شهرستان بیرجند که در 53 هزارگزی شمال باختری قاین و 9 هزارگزی باختر راه شوسه ٔ عمومی قاین به گناباد قرار دارد. جایی کوهستانی، معتدل و دارای 103 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، زعفران، و شغل اهالی زراعت، مالداری و قالیچه بافی است.راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان زهان بخش قاین شهرستان بیرجند که در 81 هزارگزی جنوب خاوری قاین و کنار راه اتومبیل رو اسفدن به اسفج قرار دارد. جایی کوهستانی، گرمسیر و دارای 45 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و زعفران، و شغل اهالی زراعت و مالداری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان بیزکی بخش حومه ٔ شهرستان مشهد، که در 48 هزارگزی شمال باختری مشهد، کنار راه شوسه ٔ مشهد به قوچان قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 178 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، چغندر، نخود. شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان هرات و مروست بخش شهربابک شهرستان یزد، که در 72 هزارگزی شمال باختری شهربابک و پنج هزارگزی خاور راه شوسه ٔ مروست به هرات خوره قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 828 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، شغل اهالی زراعت و صنایع دستی ایشان قالی بافی است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش شهربابک، کنار راه عمومی. جلگه ای معتدل و دارای 200تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات، حبوب، کشمش، بادام. شغل اهالی زراعت است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) دهی است از دهستان آیدغمش بخش فلاورجان شهرستان اصفهان، که در 35 هزارگزی جنوب باختری فلاورجان و سه هزاروپانصدگزی راه باغ بهادران به گردنه سرخ قرار دارد. و دارای 28 تن سکنه است. آب آنجا از زاینده رود تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و شغل اهالی زراعت است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
فتح آباد. [ف َ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان مهتاب بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان، که در 24 هزارگزی شمال خاوری اصفهان و شش هزارگزی شمال راه شوسه ٔ اصفهان به یزد واقع است. دارای 18 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).



