سریاز در لغت نامه دهخدا - جدول یاب

سریاز در لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سریاز. [س َرْ] (نف مرکب) نابودکننده ٔ سر. کوبنده ٔ سر:
چو بشنید کرکوی آواز من
همان زخم کوپال سریاز من.
فردوسی.

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر