روزاروز در لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
روزاروز. (ق مرکب) روزبروز: المیاومه، چیزی بروزاروز فرادادن. (تاج المصادر بیهقی).
پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا
وارد حساب کاربری
خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید
ثبت نام
کنید.
آخرین مطالب وبلاگ



