خوشامن در لغت نامه دهخدا - جدول یاب

خوشامن در لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خوشامن. [خوَ / خ ُ م َ] (اِ) خوشتامن. خوشدامن. مادرشوهر. || خوشتامن. خوشدامن. مادرزن. (از برهان قاطع) (از آنندراج) (ناظم الاطباء).

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر