ثریدة در لغت نامه دهخدا - جدول یاب

ثریدة در لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ثریده. [ث َ دَ] (ع اِ) ثرید. ترید. اشکنه. نان شکسته در کاسه. || کفی که بالای خمر برآید. ج، ثرائد.

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر