آکل نفسه در لغت نامه دهخدا - جدول یاب

آکل نفسه در لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

آکل نفسه. [ک ِ ل ُ ن َ س ِه ْ] (ع اِ مرکب) فرفیون. فربیون. افربیون. انفسه. حافظالنحل. حافظالاطفال. تاکوب. لبن سوداء. || کافور. || نفت.

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر