معنی پر به انگلیسی و سایر زبان ها

فارسی به انگلیسی

Big, Chockablock, Clove, Flush, Fat, Feather, Ful _, Full, Heavy, High, Plume, Plump, Pregnant, Ptero-, Replete, Rife, Section, Solid, Wealthy, Y, Fraught

فارسی به ترکی

dolu

فارسی به عربی

ریشه، زعنفه، کافی، کامل، کثیر السکان، مدور، مهمل

فارسی به ایتالیایی

traboccante

piuma

saturo

folto

pieno

spicchio

ripieno

فارسی به آلمانی

Abgerundet, Geraeumig; umfassend, Gerundet, Feder [noun], Voll, Völlig, Geladen [adverb]

پیشنهادات کاربران

کیپ

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری