Bit به فارسی | دیکشنری انگلیسی - جدول یاب

Bit به فارسی دیکشنری انگلیسی

bit
  • ذره

  • رقم دودئیخرده

  • تکه

  • پاره

  • ریزه

  • ذره

  • لقمه

  • تیغه رنده

  • لجام

  • دهنه

  • سرمته

  • نمونه گیری از حمام رنگ جهت مقایسه

  • بیت علامت اختصاری رقم دودویی (binary digit) هر بیت 0یا 1 است. بیت واحد داده ی اصلی در اکثر رایانه های رقمی است. هر بیت معمولاً بخشی از یک بایت یا کلمه ی داده است اما به صورت منفرد نیز برای کنترل یا نوشتن در عملیات منطقی (قطع - وصل) استفاده می شود.

  • بیت، یک رقم دو دویی

  • بیت، نوکی، نیش، رقم دودویی، ذره، خرده

  • بیت (رقم دودویی)

  • سرمته

  • مته

  • بیت - فقط دو رقم دودویی وجود دارد 1و0 در کامپیوتر بیتها توسط ابزار دو حالته مانند فلیپ فلاپ نمایش داده می شوند حافظه کامپیوتر مجموعه ای از وسایل است که می توانند بیتها را ذخیره کنند یک بایت تعدادی بیت است که یک کارکتر را نشان می دهد حافظه معمولا" با واحدهای کیلوبایت و مگا بایت اندازه گیری می شود نگاه کنید به مموری یکی از ویزگیهای مهم در توانایی ریز پردازنده تعداد بیتهایی است که هر ثبات درونی می تواند رد خود جای دهد مثلا" ریز پردازنده کلاسیک دارای ثباتهای 8 بیتی بود ریز پردازنده اینتل 8088 که در کامپیوتر اولیه ای بی ام به کار می رفت با داشتن ثباتهای 16 بیتی فقط یک گذرگاه 8 بیتی داشت و همین امر موجب اشتباه می شد که این ریزپردازنده 8 بیتی است یا 16 بیتی. ریزپردازنده های جدیدتر دارای 32 یا 64 بیت در هر ثبات هستند به طور کلی پردازنده ای که تعداد بیتهای بیشتری دارد. درهر دستوالعمل می تواند دادهرا با سرعت بیشتری پردازش کند (اگر چه عوامل دیگری نیز برای تعیین سرعت کامپیوتر وجود دارند) -binary digit

  • بیت، رقم دودوئی (Binary Digit).

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری