معنی فرد در فرهنگ عمید

فرد

فرد

  • [مقابلِ زوج] (ریاضی) ویژگی عددی صحیح که مضرب دو نیست و اگر بر دو تقسیم شود یک واحد اضافه می‌آورد،

    یگانه، بی‌همتا، بی‌نظیر،

    (اسم) واحد شمارش برخی چیزها، عدد، تا،

    (اسم) هریک از اعضای جامعۀ انسانی، انسان، شخص،

    (اسم) (ادبی) یک بیت شعر که معنی و غرض در آن تمام شده باشد،

    [قدیمی] تک، تنها،

    [قدیمی] خالی،

    (اسم) [قدیمی] خداوند،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی فرد در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • فرد (فرهنگ معین): تنها، یگانه، بی نظیر، بی مانند، یک بیت شعر، هر عددی که پس از تقسیم بر دو باقی مانده اش یک باشد. [خوانش: (فَ رْ) [ع.] (ص.)]
  • فرد (فارسی به انگلیسی): One, Individual, Odd, Single, Solitary, Soul, Spirit, You
  • فرد (لغت نامه دهخدا): فرد. [ف َ] (ع ص) تنها. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). متفرد. (اقرب الموارد). منفرد و مجرد. (ناظم الاطباء): لاجرم تن آسان وفرد می باشد و روزگار کرانه می کند. (تاریخ بیهقی).
    جفت بدم دی شدم امروز فرد
    وای به من از غم فردای من.
    سوزنی.
    دل نقشی از مراد چو موم از نگین گرفت
    یک لحظه جفت بود و ه ...ادامه مطلب...
  • فرد (فارسی به عربی): شاذ، شخص، فرد، فرید
  • فرد (عربی به فارسی): واحد , منفرد , تک , فرد , تنها , یک نفری , مجرد , جدا کردن , برگزیدن , انتخاب کردن
  • فرد‬ (فارسی به ترکی): birey, fert
  • فرد (حل جدول): کس
  • فرد (مترادف و متضاد زبان فارسی): تک، تنها، مفرد، واحد، جدا، دیار، شخص، کس، نفر، بی‌مانند، بی‌نظیر، وحید، یکتا، یگانه، طاق، عزب، مجرد، منفرد،
    (متضاد) جفت
  • فرد (گویش مازندرانی): در اصطلاح شعرا فرد، بیت واحد را گویندخواه هر دو مصراع آن...
  • فرد (فرهنگ فارسی هوشیار): منفرد، مجرد، تک، تنها
  • فرد (فرهنگ فارسی آزاد): فَرد، واحد، غیر زوج (مثل اعداد 3-5-7 و غیره)، بی نظیر، یک خط شعر، یک نفر (جمع: اَفراد، فُرادی)،
  • فرد (فارسی به ایتالیایی): individuo
  • فرد (فارسی به آلمانی): Einfach, Einzel, Einzeln, Einzelne, Einzelner, Einzig, Ledig