معنی راود در فرهنگ عمید

راود

راود

  • زمین پشته‌پشته و پرآب‌وعلف، زمین پست و بلند که گیاه بسیار در آن روییده باشد،

    سبزه‌زار، چراگاه،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی راود در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • راود (فرهنگ معین): (وَ) (اِ.) سبزه زار، چراگاه.
  • راود (لغت نامه دهخدا): راود. [وَ] (اِ) زمین پست و بلند و پشته پشته ٔ پر آب و علف. (برهان) (آنندراج) (اوبهی) (جهانگیری) (از صحاح الفرس) (رشیدی) (از شرفنامه ٔ منیری) (فرهنگ اسدی):
    فسیله به راود همی داشتی
    شب و روز در دشت بگذاشتی.
    فردوسی (از آنندراج).
    کبک دری گر نشد مهندس و مساح
    این همه آمد شدنش چیست به راود.
    ...ادامه مطلب...
  • راود (حل جدول): چراگاه
  • راود (فرهنگ فارسی هوشیار): (اسم) زمین پست و بلند و پر آب و علف، سبزه زار چراگاه مرتع.